پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٨ - نخست ارعاب
هرگونه اتهام از خود، سرداران، دبيران، بنىهاشم و قضاوت را فرا خوانده، با بازكردن چهره امام كاظم عليه السّلام به آنان گفت: «آيا اثرى از كشتن در پيكر او مىبينيد؟»[١]
در چنين شرايطى كه اوضاع به نفع هارون نبود، او ناچار به خوددارى از برخورد مستقيم با امام رضا عليه السّلام بود. از اينرو از شيوههاى سابق خود در برخورد با امام رضا عليه السّلام استفاده نكرده، از تن دادن به تحريكات و پيشنهادهاى كسانى كه او را به كشتن امام رضا عليه السّلام برمىانگيختند سرباز مىزد. البته بايد به اين امر توجه داشت كه امام رضا عليه السّلام در عرصه سياست و فعاليتهاى سياسى روشى برگزيد كه هارون را خلع سلاح كرده، بهانهاى به دست او نمىداد و در گزارش جاسوسان، هيچ اشارهاى به فعاليت چشمگير سياسى از سوى امام رضا عليه السّلام نمىشد. به همين دليل، حكومت هارون، در مقايسه با ديگر حاكمان عباسى رفتار آرامتر و مسالمتآميزترى با امام عليه السّلام داشت، اما با اين حال حكومت او با ويژگىهاى زير مشخص شده است:
نخست: ارعاب
هارون الرشيد همانند خاندان بنى اميه و ديگر عباسيان نه براساس وصيت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله به حكومت رسيد و مسلمانان و «اهل حل و عقد»- كه نظريه مطرح آن روزگار بود و اينكه اينان مىتوانستند كسى را نصب يا عزل كنند- نيز او را انتخاب نكرده بودند، بلكه از طريق ولايتعهدى و تعيين از سوى خليفه پيشين به حكومت رسيد. همين احساس او سبب شد تا به هر وسيلهاى كه مىتواند حكومت خود را تثبيت كند.
از همينرو هارون از دو روش ارعاب و تطميع براى استوار كردن
[١] . تاريخ يعقوبى ٢/ ٤١٤.