پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣١٨ - ٨ گفتوگوى امام رضا عليه السلام با يحيى بن ضحاك سمرقندى
خداوند از جانب اسلام و مسلمانان تو را پاداش نيكو دهد».
حسن بن جهم مىگويد: چون امام رضا عليه السّلام مجلس مأمون را ترك كرد و به سوى منزل خود روانه شد، به خانه حضرت رفتم و گفتم: اى پسر رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله، خدا را سپاس كه تو را از نظر و رأى نيكوى امير المؤمنين (مأمون) برخوردار كرد و او را واداشت تا- آنگونه كه ديدم- گرامىات دارد و گفتهات را بپذيرد.
امام عليه السّلام فرمود: اى پسر جهم، فريفته اين گرامى داشتنها و گوش به سخن دادن و پذيرفتنها مشو كه او مرا به ستم و به زهر خواهد كشت. اين [خبر،] از پدرانم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله به من رسيده، پس تا زمانى كه زنده هستم اين [راز] را پنهان دار.
حسن بن جهم مىگويد: تا آن هنگام كه [ابو الحسن الرضا «ع»] در طوس و به زهر كشته شده، در خانه «حميد بن قحطبه طائى» و در كنار هارون دفن شد، اين راز را همچنان در سينه پنهان مىكردم [و آن زمان بود كه اين مطلب را بازگفتم]».[١]
٨. گفتوگوى امام رضا عليه السّلام با يحيى بن ضحاك سمرقندى
عليرغم اينكه مأمون وانمود مىكرد كه بزرگى و شكوه امام رضا عليه السّلام را مىخواهد، اما هماره بر آن بود تا اشتباهى از امام عليه السّلام رخ دهد و طرف بحث بر امام عليه السّلام چيره شود. زمانى كه فقيهان و متكلمان در مجلس مأمون جمع شده بودند و امام عليه السّلام نيز حضور داشت، مأمون آنان را واداشت تا درباره امامت با
[١] . عيون اخبار الرضا ٢/ ٢٠.