پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٢٨ - ٩ گفتوگوى امام رضا عليه السلام با سليمان مروزى
امام عليه السّلام فرمود: پس ارادهكننده، مانند شنوا و بينا نيست.
سليمان گفت: همانگونه كه او مىشنود، مىبيند و علم دارد و مىداند، خود او نيز اراده كرده است.
امام عليه السّلام فرمود: [پس] خواستن و اراده او چه معنايى دارد؟ او خواست شىء باشد يا اينكه حى، سميع، بصير يا قدير باشد؟
سليمان گفت: آرى.
امام عليه السّلام فرمود: پس با ارادهاش چنين شده است؟ سپس فرمود: بنابراين، اگر زنده، شنوا و بينا بودن حضرت احديت به اراده او نبوده، گفته تو بىمعنا خواهد بود.
سليمان گفت: آرى آن [صفتها] با اراده او حاصل شدند.
مأمون، اطرافيان و حضرت رضا عليه السّلام [از گفته سليمان] خنديدند. آنگاه مأمون به حاضران گفت: با متكلم خراسان مهربان باشيد [و به سليمان گفت:] اى سليمان، از نظر شما خداوند از حالى به حال ديگرى درآمده است و اين، توصيفى است كه شايسته خداى- عز و جل- نيست و سليمان از گفتن بازماند.
آنگاه امام رضا عليه السّلام فرمود: اى سليمان، پرسشى از تو دارم.
سليمان گفت: فدايت گردم، بپرس.
امام عليه السّلام فرمود: تو و يارانت با مردم براساس دانش و درك و شناخت ايشان سخن مىگوييد يا براساس نادانستههاى آنان؟
پاسخ داد: براساس درك و دانش آنان با ايشان سخن مىگوييم.
امام عليه السّلام فرمود: مردم اينگونه دريافتهاند كه «مريد» چيزى غير از «اراده» است و قبل از اراده مىباشد و فاعل قبل از مفعول بوده است و همين [شناخت،] گفته شما را مبنى بر اينكه «اراده و مريد يك چيز هستند»