پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٤ - چهارم آشفتگى در جبهه داخلى
سال ١٨٩ ق. شاهد رفتن هارون به رى بود، چرا كه به او اطلاع داده شد «على بن عيسى بن ماهان» والى خراسان، عليه او پرچم مخالفت برافراشته است و از ديگرسو ارتباط هارون با مردم خراسان قطع شده بود [و او مىبايست به ديدار آنان برود]. پس از چهار ماه و در حالىكه والى خراسان همچنان در منصب خود بود، هارون به بغداد بازگشت.[١]
هارون شتابان و بىتأمل متصديان دستگاههاى حساس دولتى را عزل مىكرد. بهعنوان مثال، منصب فرماندهى شرطه را به هشت تن سپرد و [به هر بهانهاى] يكى را عزل و ديگرى را جاى او مىنشاند.[٢]
اين سياست غلط و ناكارآمد هارون به سست و كمرنگ شدن رابطه امت و حاكم انجاميد و او را منفور همگان كرد. زمانى كه هارون الرشيد در مكه از كنار «فضيل بن عياض» گذشت، فضيل گفت: «مردم، اين [مرد] را ناخوش داشته، از او گريزانند».[٣]
به يك سخن اوضاع سياسىاى كه هارون با آن دست و پنجه نرم مىكرد، سبب شده بود تا از كشتن امام رضا عليه السّلام چشمپوشى كند، زيرا روزگارى از كشتن پدرش در زندان نمىگذشت. از سوى ديگر در روزگار امام رضا عليه السّلام از قيامهاى علويان- كه اگر وجود داشت، به يقين امام رضا عليه السّلام مسئول پيامدهاى آن شناخته مىشد- خبرى نبود. امام رضا عليه السّلام در اين دوره به اصلاح آرام اوضاع موجود مىپرداخت كه از آن جمله، تفهيم و بيان مفاهيم مسالمتآميز سياسى به دور از اعتراضهاى آشكار بود.
[١] . همان/ ١٩١- ١٩٢.
[٢] . تاريخ يعقوبى ٢/ ٤٢٩.
[٣] . تاريخ بغداد ١٤/ ٢.