پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٢٥ - ٩ گفتوگوى امام رضا عليه السلام با سليمان مروزى
او بگو كه من (خداوند) اجل او را ناديده گرفتم و پانزده سال بر عمر او افزودم.
آن پيامبر گفت: خداوندا، تو مىدانى كه هرگز دروغ نگفتهام [چگونه چنين مطلبى كه با پيام پيشين در تعارض است به او بگويم؟].
خداى- جل و علا- بدو وحى فرمود كه: تو تنها يك بندهاى و مأمور هستى، پس پيام را به او برسان [و بدان] كه خداوند در كارهايش مورد بازخواست قرار نمىگيرد».
آنگاه امام عليه السّلام به سليمان فرمود: گمان مىكنم درباره بداء با يهود همانند [و همانديشه] شدهاى.
سليمان گفت: از اين امر به خدا پناه مىبرم. يهود چه گفتند؟
امام عليه السّلام فرمود: يهود گفتند: «يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ[١]؛ دست خدا بسته است» و منظور آنان اين است كه خداوند تمام كارها را به انجام رسانده، ديگر چيزى پديد نمىآورد.
خداوند- جل و علا- [در پاسخ آنان] فرمود: «غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا[٢]؛ دستهاى آنان بسته باد و از رحمت الهى دور شوند».
[در محضر پدرم بودم كه] گروهى از پدرم موسى بن جعفر عليه السّلام درباره بداء پرسيدند، او فرمود: «بداء» و «ارجاء» (اينكه خداوند كار رسيدگى به گروهى را خود در اختيار گرفته كه مجازات كند يا ببخشد) [چه جاى انكار دارد كه] مردم آن را انكار كنند؟
سليمان گفت: آيه «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ؛ ما آن را در شب قدر نازل كرديم» درباره چه چيزى نازل شده است، مرا از [مفهوم] آن آگاه كن.
[١] . مائده/ ٦٤.
[٢] . مائده/ ٦٤.