پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٠ - دوم مشروعيت بخشيدن به حكومت
ولايتعهدى وادار كرده، او را به خويش نزديك كند و بدين صورت ياران امام عليه السّلام را جذب خود نموده، لشكركشى و فعاليت نظامىشان را متوقف و آنان را به خود متمايل سازد. در صورتى كه مأمون به اين انديشه خود جامه عمل مىپوشاند، فرصتى به دست مىآورد تا به سركوب و نابود كردن ديگر شورشيانى كه در مقايسه با علويان انقلابى، چندان قابلتوجه نبودند بپردازد.
مأمون كه استقبال پرشور عالمان و فقيهان و محدثان را- كه شمار آنان تنها در نيشابور به بيست و چهار هزار تن مىرسيد[١]- از امام رضا عليه السّلام ديده بود، به اين نتيجه رسيد كه بايد حمايت اكثريت قاطع مسلمانان را كه پيوندى عاطفى و معنوى با امام عليه السّلام داشتند، بهويژه مردم خراسان كه او را در تصرف بغداد يارى كرده بودند، جلب كند.
از سوى ديگر مأمون با نزديك كردن امام رضا عليه السّلام به خود و حاكميت، مىتوانست خشم مخالفان را فرونشاند، فرصت را از مدعيان حكومت و آنان كه در پى به دست آوردن حكومت هستند بگيرد و از طريق جذب برخى از مبارزان و واداشتن آنان به ترك مبارزه مسلحانه و نيز بىتوجهى به بخش ديگر از مبارزان، ميان مبارزان تفرقه و جدايى بيندازد.
دوم: مشروعيت بخشيدن به حكومت
از نظر مسلمانان، حاكم زمانى از مشروعيت برخوردار خواهد شد كه از سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله كه همان رأى و ديدگاه اهلبيت عليهم السّلام است نصى در مورد حكومت او رسيده باشد، به صورت شورايى و موافقت «اهل حل و عقد»
[١] . الفصول المهمه/ ٢٥١ و نور الابصار/ ١٧٠.