پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٦ - فضاى باز نسبى در روزگار هارون
زدودن خشم مردمى و كاستن از واكنشها، در تنگنا قرار دادن امام رضا عليه السّلام و خاندانش را كمرنگتر و محدودتر كرده، از به كار بستن اقدامات سختگيرانه عليه آن حضرت خوددارى نمود و پيشنهاد كسانى كه از او مىخواستند تا امام رضا عليه السّلام را بكشد رد مىكرد.
از جمله اين پيشنهاددهندگان «عيسى بن جعفر» بود كه با پاسخ تند هارون مواجه شد. او به هارون گفت: «سوگندى كه درباره خاندان ابو طالب (علويان) ياد كردهاى به ياد آور. تو سوگند ياد كردى كه اگر كسى پس از موسى [بن جعفر عليه السّلام] مدعى امامت شد در اسارت و بند گردنش را خواهى زد. اين على فرزند موسى مدعى امامت است و آنچه درباره پدرش گفته مىشد، درباره او نيز گفته مىشود.
هارون خشمگينانه در او نگريست و گفت: چه مىگويى؟ مىخواهى اين خاندان را همگى از دم تيغ بگذرانم؟».[١]
و زمانى كه «خالد بن يحيى برمكى» هارون را به كشتن امام رضا عليه السّلام تحريك و تشويق مىكرد، هارون مىگفت: «آنچه با پدر او كرديم ما را بس است. آيا مىخواهى همه آنان را بكشيم؟».[٢]
البته بايد دانست و مىدانيم كه اين انعطاف و تغيير موضع هارون نسبت به خاندان رسالت، بهمعناى پشيمانى او از اعمال گذشته و نتيجه خداترسىاش نبود، بلكه مىخواست با اين شيوه، خشم مردم را فرونشاند. از ديگرسو و عليرغم جاسوسان و سخنچينان فراوانى كه براى زير نظر داشتن امام عليه السّلام و گزارش فعاليتهاى او گمارد، كوچكترين گزارشى يا دليلى بر فعاليت امام رضا عليه السّلام بر ضد حكومت هارون ارائه نشده بود.
[١] . عيون اخبار الرضا ٢/ ٢٢٦.
[٢] . الفصول المهمه/ ٢٤٥.