پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٣٤ - ٩ گفتوگوى امام رضا عليه السلام با سليمان مروزى
مىفرمايد: «وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها[١]؛ و چون بخواهيم شهرى را هلاك كنيم، خوشگذرانان آن را وامىداريم تا در آن به انحراف [و فساد] بپردازند. حال بازگو كه مراد خداوند از اين آيه، ايجاد اراده است؟
سليمان گفت: آرى.
امام عليه السّلام فرمود: اگر خداوند اراده را پديد مىآورد، پس گفته تو مبنى بر اينكه اراده، ذات او يا بخشى از اوست باطل است، چرا كه او خود را ايجاد نكرده و از حالتى به حالتى ديگر تغيير نمىكند كه از منزه و والاتر از اين گفتههاست.
سليمان گفت: مراد خداوند از آيه گفته شده، اين نيست كه ارادهاى پديد مىآورد.
امام عليه السّلام فرمود: بنابراين، چه چيزى را مىخواسته با اين آيه بيان كند؟
سليمان گفت: مراد او از آيه، «فعل» (انجام) چيزى بوده است.
امام عليه السّلام [بر او نهيب زده، توبيخكنان] به او فرمود: واى بر تو، چرا اين مسأله را اينقدر تكرار مىكنى؟ پيشتر به تو گفتم كه «اراده» حادث است، زيرا فعل هرچيز، حادث است.
سليمان گفت: پس اراده معنايى ندارد؟
امام رضا عليه السّلام فرمود: [بنابراين، و به گفته شما، حضرت حق- جل و علا-] ذات خود را براى شما توصيف نمود تا اينكه خود را «مريد»، اما بدون معنا توصيف كند. پس اگر «اراده» معنايى مبنى بر «قديم» يا «حادث» بودن نداشته باشد، اين گفته شما كه «خداوند، از قديم «مريد» بوده» باطل است.
[١] . اسراء/ ١٦.