پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٢ - چهارم جدا كردن امام رضا عليه السلام از مردم
فكرى و عاطفى از حضرتش پيروى مىكرد، با تن دادن امام عليه السّلام به خواسته مأمون و پذيرفتن ولايتعهدى، رضايت خود را از حكومت مأمون ابراز مىكرد.
سوم: بازداشتن امام رضا عليه السّلام از دعوت به خويش
چنانكه روشن است، امام معصوم عليه السّلام مأمور است تا امت را به برقرارى رابطه فكرى- اجتماعى با امام منصوص از سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و گام نهادن در مسير حق كه در او و منش اهلبيت عليهم السّلام متبلور است فراخواند. امام رضا عليه السّلام نيز از اين قاعده جدا نبود و دمى از ايفاى اين وظيفه كوتاهى نمىورزيد. مأمون تمام انديشه و تلاش خود را به كار بست تا امام رضا عليه السّلام را از دعوت به خويش بهعنوان امام و گسترش دعوتش بازدارد، اما اگر در مقام ولايتعهدى قرار مىگرفت، ابتدا براى حاكم، سپس براى خويش دعوت مىكرد. مأمون از اين انگيزه خود پرده برداشته، گفت: «اين مرد (امام رضا «ع») از نظر ما دور و پنهان بوده، براى خويش [بهعنوان امام] دعوت مىكرد. او را به ولايتعهدى خود منصوب كرديم تا براى ما دعوت كند».[١]
چهارم: جدا كردن امام رضا عليه السّلام از مردم
حضور امام عليه السّلام در پايتخت خلافت و در كنار خليفه به منزله دور ماندن او از مردم و پايگاههاى مردمىاش بود. در اين صورت بر ديدار مسلمانان با نمايندگان امام رضا عليه السّلام كه در سراسر گستره اسلامى حضور داشتند، فزونى
[١] . فرائد السمطين ٢/ ٢١٤.