پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٦٨ - ٢ گفتوگو با ارباب اديان
كرد، بر سنگ زد و از آن چشمههايى جوشيدن گرفت، دست در گريبان خود فرو برد و سپيد و درخشان از گريبان بيرون آورد و نشانههايى به منصه ظهور رساند كه جز او كسى توان انجام آن را نداشت.
امام عليه السّلام فرمود: راست گفتى. بنابراين اگر كارهايى كه از ديگران برنمىآيد، دليل و حجت بر نبوت و رسالت او باشد، پس هركس كه ادعاى پيامبرى كند و امورى را به ظهور برساند كه ديگران از عهده آن برنيايند بر شما لازم و واجب است او را تصديق كنيد. آيا چنين نيست؟
رأس الجالوت گفت: نه، زيرا موسى مقرب خداوند بود و منزلت والايى نزد حضرتش داشت كه ديگران از آن بىبهره بودند. ما [نيز] مكلف نيستيم از مدعى نبوت پيروى كرده، نبوت او را بپذيريم تا اينكه حجت والايى همانند آنچه موسى آورد، بياورد.
امام عليه السّلام فرمود: پيامبرانى كه قبل از موسى عليه السّلام فرستاده شدند، همانند موسى دريا را نشكافتند، [با ضربه عصاى خود] از سنگ دوازده چشمه جوشان پديد نياوردند، دست سپيد و درخشنده از گريبان خود برنياوردند و عصاى خويش به مارى خزنده مبدل نكردند. پس چگونه [و چرا] رسالت و نبوت آنان را پذيرفتيد؟
رأس الجالوت يهودى گفت: پيش از اين گفتم كه هرگاه كسانى ادعاى پيامبرى داشته باشند و نشانه (معجزه) هايى كه عامه مردم از ارائه آن ناتوان باشند، بياورند- هرچند نشانههايى جز نشانههاى موسى ارائه كنند- بايد آنان را تصديق و تأييد كرد.
امام عليه السّلام فرمود: اى رأس الجالوت، پس چه چيزى تو را از اقرار و اعتراف به رسالت عيسى بن مريم بازمىدارد؟ در حالىكه او مردگان را زنده مىكرد