پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠٣ - اصلاحات قضايى
امام رضا عليه السّلام نيز همانگونه كه با مأمون به توافق رسيده، و تن دادن به توافق را شرط اصلى پذيرش ولايتعهدى خوانده بود، هرگز در امر تعيين و نصب قاضى، سردار سپاه، متولى بيت المال دخالت نكرد و از ايراد سخن و مطلبى كه به حكومت مأمون مشروعيت مىبخشيد خوددارى ورزيد و تنها در اصلاح مفاهيم قضا و مسائلى كه با مصالح مسلمانان و اسلام ارتباط داشت دخالت مىكرد.
اصلاحات قضايى
روزهاى دوشنبه و پنجشنبه مأمون در ديوان مظالم مىنشست و امام رضا عليه السّلام را در سمت راست خود مىنشاند. روزى به او خبر دادند كه صوفىاى از مردم كوفه دزدى كرده است. به دستور مأمون او را حاضر كردند. مأمون كه سيماى صالحان را در چهره او ديد، گفت: «بدا بر اين نشانهها و آثار زيبا كه چنين كارى ناپسند از آن سر زده است!
آن مرد گفت: اين كار را از سر ناچارى و درماندگى كردم، چرا كه از خمس و غنايم [كه حقى در آنها دارم] محروم شدهام، تو نيز مرا- كه مسكين و ابن السبيل (در راه مانده) و از حافظان قرآن هستم- از حقم محروم كردهاى.
مأمون گفت: با اين افسانهپردازىهاى تو، حدى و حكمى از حدود و احكام خدا را تعطيل نمىكنم.
آن مرد گفت: اجراى حدود الهى را از خود آغاز كن، ابتدا خويش را [از گناهان] پاك كن، سپس به ديگران بپرداز.
مأمون رو به امام رضا عليه السّلام كرد و گفت: در اينباره چه مىگويى؟
امام عليه السّلام فرمود: او مىگويد دزدى كرده، پس چنين كرده است.