پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٦٩ - نخست تنشزدايى از جامعه
نخست: تنشزدايى از جامعه
جامعه روزگار مأمون به شدت دستخوش آشفتگى و نابسامانى شده بود.
مأمون پس از آنكه جنگ خونينى با برادرش پشت سر گذاشت و قدرت را به دست گرفت، بهطور غير منتظرهاى با قيام و جنبشهاى مسلحانه روبرو شد كه قيامهاى علويان از آن جمله بود. ديگر مخالفان حكومت مأمون در سراسر گستره اسلامى پراكنده بودند. خود مأمون در توصيف اوضاع آن روزگار گفته است: «به خدا سوگند، قبيله «قيس» را به قيمت هزينه كردن تمام دارايى بيت المال سركوب كردم بهگونهاى كه حتى يك درهم در بيت المال نماند و اما [مردم] سرزمين «يمن» [پس بدانيد كه] نه من آنان را هرگز دوست داشتهام و نه آنان مرا دوست داشتهاند. «قضاعه» [نيز تن به حاكميت من ندادهاند، چرا كه] مهمتران ايشان منتظر «سفيانى» [و حكومت او] هستند تا از او پيروى كنند.
«ربيعه» [نيز همانند ديگر همگنان خود است، زيرا] از زمانى كه خداوند پيامبر خود را از قبيله «مضر» برانگيخت [و براى هدايت مردم فرستاد] با خدا سر ستيز و ناسازگارى داشتهاند».[١]
از ديگرسو قيامهاى مسلحانه، وضعيت نظامى و سياسى آن دوره را دچار پريشانى و آشفتگى كرده بود. مأمون با مراجعه به ديوانهاى حكومتى دريافت كه كشتگان حكومتى كه در جنگهاى «ابو السرايا» جان باخته بودند به دويست هزار تن مىرسيدند.[٢]
تمام اين مسائل سبب شد تا مأمون، امام رضا عليه السّلام را به پذيرش
[١] . الكامل في التاريخ ٦/ ٤٣٢- ٤٣٣.
[٢] . الفصول المهمه/ ٢٥١ و نور الابصار/ ١٧٠.