پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٢٩ - زمينهسازى براى حكومت جهانى امام مهدى(عجل الله فرجه)
او مىگريند. [آنگاه خطاب به مهدى (عجل اللّه فرجه) فرمود:] پدر و مادرم فدايت باد [اى] همنام جدم و شبيه من و موسى بن عمران.
حاكمان عباسيان به مسأله مهدويت و حضرت حجت (عجل اللّه تعالى فرجه) بهعنوان «حقيقتى اسلامى كه بىترديد صورت واقع به خود خواهد گرفت» مىنگريستند و بيم آن داشتند كه حكومتشان به دست او فرو ريزد. از اينرو رواياتى كه در مورد او صادر مىشد، در نهايت پنهانكارى بود. شايد احضار امامان معصوم عليهم السّلام به مركز حكومت به اين جهت بود تا اگر نتوانند از زاده شدن حضرت مهدى (عجل اللّه فرجه) جلوگيرى كنند، ولادت او را زير نظر داشته، او را در گاهواره از ميان بردارند.
از همينرو مأمون امام رضا عليه السّلام را به خراسان فراخواند و پس از آنكه مركز خلافت خود را به بغداد منتقل كرد، امام جواد عليه السّلام را به بغداد فراخواند.
اقدام مأمون در تزويج دخترش «ام الفضل» به امام جواد عليه السّلام از دو نگاه قابل تأمل و بررسى است، يكى زيرنظر داشتن ولادت احتمالى حضرت مهدى (عجل اللّه فرجه) و ايجاد پيوند خونى و نسبى ميان عباسيان و امامان اهل بيت عليهم السّلام بود و ديگرى رخنه كردن در زندگى خصوصى امامان بود تا از رخدادهاى تازهاى كه در زندگى اهلبيت عليهم السّلام چهره مىنمود، آگاه باشند. اين روند پس از مأمون نيز ادامه يافت و حاكمان عباسى، امام جواد عليه السّلام امام هادى عليه السّلام و امام حسن عسكرى عليه السّلام را به مركز حكومت فراخواندند.[١]
بىترديد از ميان برداشته شدن اين امامان عليهم السّلام به دست حاكمان و عمال
[١] . آنچه نظر تاريخ پژوه را جلب مىكند اين است كه امامان پس از امام رضا عليه السّلام، برخلاف زندگى خانوادگى پدران و نياكان خود، فرزندان كمى داشتند و اين خود گواهى است بر كنترل شديدى كه از سوى حاكميت بر زندگى آنان اعمال مىشد و دليلى روشنتر بر بيم حاكمان از ايشان بود، چرا كه مىترسيدند حضرت مهدى( عجل اللّه فرجه) از فرزندان اين امامان باشد.