پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٦ - انگيزه مأمون از كشتن امام رضا عليه السلام
پرداخت».[١]
با كندوكاوى در تاريخ درمىيابيم كه شهادت امام رضا عليه السّلام پس از تصميم مأمون به عزيمت به بغداد و انتقال مركز خلافت به آن سامان رخ داد. اين خود بهترين گواه بر دخالت مستقيم مأمون در كشتن امام رضا عليه السّلام بود، چرا كه در صورت بودن امام رضا عليه السّلام در منصب ولايتعهدى، عباسيان همچنان در جبهه مخالفت با مأمون قرار مىگرفتند. او در نامه كه به منظور دلجويى از عباسيان بغداد، خطاب به آنان نوشت: «از آنرو بر من خشم گرفتهايد كه على بن موسى الرضا [ع] را به ولايتعهدى خويش برگزيدم. اينك او مرده است، پس به فرمان من تن دهيد».[٢]
با چنين پيشزمينهاى اقدام مأمون به كشتن امام رضا عليه السّلام نه تنها غيرطبيعى نيست كه طبيعى نيز مىنمايد، چرا كه او با هدف دستيابى به قدرت مطلق و بدون معارضى، برادرش امين و هزاران مسلمان را كه در سپاه او و سپاه امين حضور داشتند به كام مرگ فرستاد تا به سفارش پدرش عمل كند كه گفته بود:
«الملك عقيم؛ حكومت عقيم است [و خويشاوندى نمىشناسد]».
انگيزه مأمون از كشتن امام رضا عليه السّلام
مأمون در پى آن بود تا با سپردن منصب ولايتعهدى به امام رضا عليه السّلام به خواستههاى خود برسد، اما نه تنها به اهداف و خواستههاى خود نرسيد، بلكه با فتنه و آشوبى جديد كه عباسيان براى سرنگونى حكومت مأمون به راه انداختند، روبهرو شد.
[١] . فرائد السمطين ٢/ ٢١٤- ٢١٥.
[٢] . ابن كثير، البداية و النهاية ١٠/ ٢٧٢.