پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٨ - انگيزه مأمون از كشتن امام رضا عليه السلام
رساند».[١]
همانطور كه پيش از اين گفته شد، امام رضا عليه السّلام هماره از مأمون مىخواست تا او را از پذيرش ولايتعهدى معاف دارد، چرا كه مىدانست، عدهاى از اين اقدام مأمون خشمگين خواهند شد [و در نهايت به تدارك توطئهاى براى از ميان برداشتن حضرتش خواهند پرداخت]. «ابراهيم صولى» در اينباره مىگويد: «به خدا سوگند، همين امر (ولايتعهدى) كار [امام رضا عليه السّلام] به آنجا كشاند [كه به دست مأمون به شهادت رسيد]».[٢]
چنانكه امام عليه السّلام فرموده بود، برخى از وزيران و فرماندهان مأمون از امام عليه السّلام كينه در دل داشتند و نسبت به او رشك مىورزيدند، اما به همين اندازه بسنده نكردند، بلكه عليه حضرتش به سعايت و سخنچينى پرداختند كه در نهايت، تلاش شوم آنان كارگر افتاد و مأمون حضرت رضا عليه السّلام را مسموم كرد».[٣]
پس از آنكه مأمون انار و به نقلى انگور آلوده به زهر را به حضرت رضا عليه السّلام خوراند، آثار مرگ در چهره امام عليه السّلام پديدار شد. با رفتن مأمون، وضع جسمى حضرت رو به وخامت نهاد و آخرين سخنى كه امام عليه السّلام بر زبان آورد، آيهاى از قرآن كريم بود كه خواند: قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ[٤]؛ بگو: اگر شما در خانههاى خود هم بوديد، كسانى كه كشته شدن بر آنان نوشته شده، قطعا [با پاى خود] به سوى قتلگاه خويش مىرفتند» و نيز خواندند:
وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً[٥]؛ و فرمان خداوند همواره به اندازه مقرر [و متناسب با
[١] . عيون اخبار الرضا ٢/ ٢٣٩- ٢٤٠.
[٢] . نثر الدر ١/ ٣٦٣.
[٣] . تفصيل چگونگى شهادت امام رضا عليه السّلام را نك: العوالم/ ٤٨٨- ٤٩٨.
[٤] . آل عمران/ ١٥٤.
[٥] . احزاب( ٣٣)/ ٣٨.