پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٥ - ١ امام رضا عليه السلام و راهبرى جنبش الهى
حمايت از ما پاىورزى كند، بر همگان واجب است از او حمايت و پشتيبانى كنند.
من اين كار را به تو مىسپارم. هرچه مىخواهى انجام ده.
در اين ماجرا اصل پنهانكارى كاملا لحاظ شده بود و تنها اندكى از پيروان اهلبيت عليهم السّلام از آن آگاهى يافتند. زمانى كه جماعتى به ديدار «محمد بن حنفيه» رفتند، او آنان را به همراهى با مختار و مشاركت در قيام او فراخواند. او همچنين نامهاى به «ابراهيم اشتر» فرزند «مالك اشتر» نگاشته، او را به پيوستن به قيام مختار تشويق و ترغيب مىكرد.[١]
و هنگامى كه «عبد اللّه بن زبير» محمد بن حنفيه را محاصره و او را به مرگ و سوزاندن تهديد كرده بود، محمد طى نامهاى از مختار درخواست يارى كرد و مختار سپاهى گسيل داشته، محمد را از آن تنگنا نجات داد.[٢]
از اين ماجرا بدون هر ابهامى درمىيابيم كه امام سجاد عليه السّلام محمد بن حنفيه را بهعنوان رهبر و فرمانده جناح نظامى تعيين كرده، بدو اختيار داده بود تا به طور مستقيم و مستقل و بدون دخالت امام عليه السّلام دستورهاى نظامى را صادر كند.
پس از آنكه سلطه امويان بر عراق، حجاز و برخى سرزمينهاى اسلامى به پايان رسيد و مختار بر آنها چيره شد، امام زين العابدين عليه السّلام در حضور برخى از نزديكان مختار، با اين عبارت، مختار را ستوده، فرمود: ستايش خدايى را سزاست كه [عنايت كرد تا] شاهد خونخواهى از دشمنانم باشم و [خداوند] مختار را پاداش خير دهد.[٣]
در همان هنگام كه امام عليه السّلام بهطور غيرمستقيم قيام مختار را هدايت مىكرد، عالمان و فقيهان و راويانى به جامعه اسلامى ارائه كرد كه: «عبد اللّه بن
[١] . الكامل في التاريخ ٤/ ٢١٤- ٢١٥.
[٢] . همان، ٢٥٠- ٢٥١.
[٣] . رجال كشى/ ١٢٧/ حديث ٢٠٣.