پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٩٨ - دستاندازى خليفه به بيت المال
بدين ترتيب، فقيهان شيفته دنيا و آرايههاى آن، گام در راهى نهادند كه هوسها و تمايلات حاكمان ستمگر و منحرف را تأمين مىكردند و با فتواى ناحق و باطل خود، راه هرگونه بىبندوبارى را بر خلفا هموار مىكردند. از ديگرسو مىبينيم كه فقيهان پيرو خط و مكتب اهلبيت عليهم السّلام بىباكانه با ستمگران و انحراف آنان در ستيز بوده و به همين دليل پيوسته تحت تعقيب آنان و عوامل آنان قرار داشتند.
عالمان و فقيهان وابسته به دربار هرگز از ايفاى رسالت [!] خود باز نايستاده، به نشر واژگونه مفاهيم زهد و تصوف مىپرداختند تا مسلمانان را از عرصه سياست و دخالت در آن يا اعتراض به موضعگيرى و دخل و تصرف حاكمان دور كنند.
سرانجام تلاش صادقانه اين فقيهان دربارى كارساز شده، مردم فراوانى را به انزوا كشاند و از عرصه زندگى دور كرد، بهگونهاى كه از فريضه امر به معروف و نهى از منكر نيز دست كشيدند.
دستاندازى خليفه به بيت المال
خلفاى عباسى تمام مبانى نظام اقتصادى اسلام را كه بهطور صريح دارايى بيت المال را امانتى در دست حاكم مىدانست، نه ملك خاص او و او را به قيود شرعى مقيد كرده بود، ناديده گرفته، به اموال مسلمانان دستاندازى كرده، آن را هزينه هوسهاى خود مىكردند. آنان به منظور تقويت پايههاى حكومت خود، افرادى را با هزينههاى كلان زير چتر حمايت خود قرار مىدادند و خود در رفاه كامل بوده و زندگى اشرافى داشتند. خوانندگان، كنيزكان و چاپلوسان، از جمله كسانى بودند كه سهم بزرگى در بيت المال داشتند.