پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٩٩ - دستاندازى خليفه به بيت المال
يكى از اين موارد را از زبان «ابو الفرج اصفهانى» نقل مىكنيم: «خراج سنگينى و اموالى هنگفت از موصل براى هارون فرستاده شد. هارون دستور داد تا آنها را به يكى از كنيزكان او بدهند. مردم، اين كار هارون را اقدامى بزرگ و غيرطبيعى دانسته، از آن سخن مىگفتند.
«ابو العتاهيه» گفت: [شگفتا!] هارون اينچنين ثروتى را به زنى بدهد و من از آن بىبهره باشم؟ آنگاه بر هارون وارد شده، سه بيت شعر سرود و هارون بيست هزار درهم به او داد و «فضل بن ربيع» كه در آنجا حاضر بود پنج هزار درهم بر آن افزود».[١]
«ابراهيم بن مهدى» از ديگر كسانى بود كه از اين خوان به يغما گرد آمده، بهرهمند شد. او ترانهاى (اشعارى) براى هارون خواند و يك ميليون درهم پاداش گرفت.[٢]
هارون همچنين كنيزكى به قيمت هفتاد هزار درهم خريد و گوهرى به مبلغ دوازده هزار دينار خريده، به او داد، سپس سوگند ياد كرد كه آن كنيزك در آن روز هرچه بخواهد براى او تهيه كرده، بدو خواهد داد.[٣]
در برابر اين ولخرجىهاى خليفه، بسيارى از مسلمانان در فلاكت، محروميت و بينوايى روزگار مىگذراندند، تا آنجا كه دو تن از قرشيان با اشاره به همين امر، به هارون گفتند: «بلاهاى خانمانسوز ما را از پاى انداخت و مصيبتهاى روزگار دارايى ما را از دستمان ستاند».[٤]
وضعيت عامه مسلمانان در آن عصر اينگونه بود، اما كارگزاران و نزديكان خليفه، از دهش و بخششهاى او بهرهمند بودند، تا جايى كه دارايى
[١] . الأغانى ٤/ ٦٧.
[٢] . همان ١٠/ ٩٩.
[٣] . همان ١/ ٣٤٢- ٣٤٣.
[٤] . همان/ ٢٦١.