پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٧٧ - ٢ گفتوگو با ارباب اديان
داشت [، بلكه ازلى و ابدى است]. قائم به چيزى نبوده و چنين نيز نخواهد بود و بر چيزى تكيه نكرده و در چيزى (جايى) ساكن نبوده و قرار نداشته است.
تمام اينها پيش از آفرينش خلق بوده، چرا كه چيزى با او نبوده و تمام اينها [كه گفته شد] صفاتى است حادث كه محدثى آن را پديد آورده است و بيان و شرحى است كه هركس فهم و دركى داشته باشد، آن را مىفهمد.
[اى عمران،] بدان كه «ابداع»، «مشيت» و «اراده» سه اسم هستند، داراى يك معنا و اولين چيزىكه [آفريننده] ابداع و اراده و مشيت كرد، حروفى بود كه آنها را اصل هرچيز، راهنماى براى هرچيز قابل ادراك و جداكننده هر مشكلى قرار داد. به سبب آن حروف، حق و باطل، فاعل و مفعول و معنا از غير معنا بازشناخته مىشوند و همه امور بر آن حروف (در چارچوب آن) جمع شده است. خداوند در ابداع و آفرينش حروف، جز خود آنها هيچ معنايى براى آنها قرار نداد و آنها داراى وجود [و مفهومى مستقل] نيستند و در همين حد به پايان مىرسند، زيرا آنها معلول ابداع و پديد آمده آن هستند.
[اما] نور در اين جايگاه، نخستين فعل خداوند است كه او نور آسمانها و زمين است و حروف مفعول [و ابداعشدهاى] است كه كلام بر آن استوار است [و با بودن حروف شكل مىگيرد] و عبارتها همگى از جانب خداوند هستند كه او به آفريده آموخت. اين حروف ٣٣ حرف بوده، كه ٢٨ حرف آن بر زبان عربى دلالت دارد و از اين ٢٨ حرف، ٢٢ حرف بر زبان سريانى و عبرى دلالت دارد و پنج حرف از ٢٨ حرف در ديگر زبانها به كار رفته، دگرگون شده است كه در مجموع ٣٣ حرف است. اما آن پنج حرف اختلافى [بايد] پنهان بماند، كه بيش از آنچه درباره آنها گفتم، گفتن چيزى روا نباشد.
آنگاه حضرتش پس از شماره و استوار كردن آن، آن را فعلى از خود قرار