پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠٥ - اصلاحات ادارى
مىگويم: [در صورتى كه] بخشش و گذشت نيكو درپيش گيرى [يقين داشته باش كه] خداوند بر عزت و بزرگىات مىافزايد.
مأمون گفته امام عليه السّلام را به گوش گرفت و آن مرد را آزاد كرد.[١]
روزى مردى نصرانى را به جرم زنا با زنى هاشمى نزد مأمون آوردند.
چون مأمون در مرد نصرانى نگريست، آن مرد مسلمان شد، اين كار مأمون را نرم كرده، در مورد او از فقيهان پرسيد، آنان گفتند: اسلام، كارهاى [خلاف] گذشته را از ميان مىبرد و مىزدايد.
مأمون همين مورد را از امام رضا عليه السّلام پرسيد، حضرت فرمود[٢]: او را بكش، چرا كه با ديدن كيفر سخت، اسلام آورد. خداى- عز و جل- فرموده است: «پس چون سختى [عذاب و كيفر] را ديدند، گفتند: فقط به خدا ايمان آورديم.[٣]
اصلاحات ادارى
امور ادارى كشور از ديگر مواردى بود كه امام رضا عليه السّلام در آن دخالت نمىكرد، اما در مواردى كه مصلحت اسلام و مسلمانان اقتضا مىكرد و به منظور جلوگيرى از نفوذ دشمنان در دستگاه ادارى و حكومتى دخالت كرده، رهنمودهاى ارزشمندى در اين باب ارائه مىفرمود، از آن جمله، دخالت در گماردن تازه مسلمانان بود كه از اين كار ممانعت مىكرد. بهعنوان مثال، روزى فضل بن سهل بر مأمون وارد شده، گفت: «فلان شخص ترك را بر فلان مرز (يا شهر مرزى) گماردم.
مأمون خاموش ماند، اما امام رضا عليه السّلام فرمود:
[١] . نثر الدرر ١/ ٣٦٢.
[٢] . غافر/ ٨٤.
[٣] . بحار الانوار ٤٩/ ١٧٣.