پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٣ - ٢ گفتوگو با ارباب اديان
ورود امام رضا عليه السّلام مأمون و محمد بن جعفر و هاشميان به احترام حضرت برخاستند. امام عليه السّلام و مأمون نشستند، اما آنان همچنان ايستاده بودند و پس از فرمان مأمون نشستند. مأمون مدتى با حضرت رضا عليه السّلام به گفتوگو پرداخت، سپس رو به «جاثليق» كرد و گفت: اى جاثليق، اين پسر عمويم، على بن موسى بن جعفر و از فرزندان فاطمه [عليها السّلام] دخت پيامبرمان و فرزند على بن ابى طالب عليه السّلام است. دوست دارم با او وارد گفتوگو شده، محاجه كنى، اما انصاف و دادگرى را از دست ندهى.
جاثليق گفت: اى امير المؤمنين، چگونه با كسى به محاجّه بپردازم كه كتابش را كه بدان احتجاج مىكند قبول نداشته و به پيامبرى كه او نام مىبرد ايمان ندارم؟
امام رضا عليه السّلام به او فرمود: اى نصرانى، اگر براساس انجيل با تو محاجّه كنم مىپذيرى؟
جاثليق گفت: آرى به خدا، بدان تن مىدهم اگرچه برخلاف ميل من باشد، چرا كه نمىتوانم گفته انجيل را ناديده بگيرم.
امام عليه السّلام فرمود: هرچه مىخواهى بپرس و پاسخ مرا بشنو.
جاثليق گفت: درباره پيامبرى عيسى عليه السّلام و كتاب او چه مىگويى؟ آيا چيزى از [پيامبرى] عيسى و كتاب او هست كه نپذيرى؟
امام عليه السّلام فرمود: من به رسالت عيسى و كتاب او و نيز بشارتهايى كه [درباره پيامبر ما] به امت خود داد و حواريون بدان اقرار كردهاند، مقر هستم و آن را مىپذيريم، اما هر عيسايى كه به نبوت و رسالت محمد صلّى اللّه عليه و اله و كتاب او اقرار نكرده، آن را نپذيرفته و مژده آمدن او را به امت خود نداده باشد مردود مىدانم و او را نمىپذيرم.