پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٠ - حفاظت از كيان اسلام
نظر من بر آن است كه از اين سرزمين كوچ كرده، به جايگاه پدران و نياكان خود بازگردى و خود به امور مسلمانان بپردازى و سرپرستى ايشان را به غير خود وامگذارى كه خداوند درباره زيردستانى كه تو را بر آنان گمارده، از تو پرسش و بازخواست خواهد كرد.
مأمون گفت: سرورم، نيكو گفتى و اين، نظر درست و هوشمندانه است».[١]
مأمون كه اين نصيحت امام عليه السّلام را بهترين موضعگيرى سياسى مىديد و مىبايست به آن تن مىداد، آن را به گوش گرفته به بغداد بازگشت.
حفاظت از كيان اسلام
عليرغم كنار گذاشته شدن امامان معصوم عليه السّلام از خلافت- كه حق مسلّم آنان بود- آنان، سعى در حفظ كيان اسلام و صيانت از آن در برابر توطئه دشمنان و طمعورزان را وظيفه و يكى از مسئوليتهاى خويش مىدانستند. آن بزرگواران آنچه در توان داشتند در اين راه به كار گرفته، به حل مسائل مشكل كه گريبان حاكمان را مىگرفت مىپرداختند تا از اين رهگذر به موجوديت و كيان اسلام دوام بخشيده، آن را در برابر فروپاشى و تجزيه مصون كنند.
از جمله برنامههايى كه براى از هم گسستن موجوديت اسلام تدارك ديده شد، توطئه فضل بن سهل بود كه امام رضا عليه السّلام به آن پى برد. سهل مىخواست مأمون را بكشد، از اينرو از فرمان او سرپيچى و او را لعن مىكرد. فضل بر آن بود تا پس از كشتن مأمون، خود حكومت را به دست گيرد و از وجود امام عليه السّلام به
[١] . عيون اخبار الرضا ٢/ ١٥٩- ١٦٠.