پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٢ - حفاظت از كيان اسلام
در اينگونه موارد دخالتهاى ارشادى مىكرد.
زمانى كه فضل بن سهل كشته شد، ياران فضل، مأمون را عامل كشته شدن او خوانده، بر در سراى او گرد آمدند و گفتند: « [مأمون] او را ناجوانمردانه كشت و اينك به خونخواهى او آمدهايم.
مأمون به امام رضا عليه السّلام گفت: سرورم، به جاست نزد آنان رفته، ايشان را متفرق كنى.
امام عليه السّلام نزد جماعت خونخواه رفت و ديد كه آتش فراهم كردهاند تا درب سراى مأمون را بسوزانند. حضرت بر آنان بانگ زده، با دست به آنان اشاره كرد. با اشاره او اجتماعكنندگان چنان پراكنده شده، شتابان مىگريختند كه بر يكديگر فرومىافتادند و كسى از ايشان برجاى نماند».[١]
مىبينيم كه امام رضا عليه السّلام با دور كردن آن جماعت و بازداشتن آنان از آتش زدن خانه مأمون و كشتن او، بهترين گزينه را انتخاب كرد، چرا كه كشته شدن مأمون در آن شرايط پيامدهايى جبرانناپذير براى كيان اسلام به همراه داشت، از جمله:
- ياران فضل بن سهل در خراسان اعلام موجوديت مىكردند؛
- حسن بن سهل در منطقه تحت حكومت و امارت خود اعلام استقلال مىكرد؛
- بنى عباس با «ابراهيم بن مهدى» آوازهخوان و مطرب بلندآوازه بيعت مىكردند؛
- سپاهيان مستقر در مرزها دستخوش آشفتگى، نابسامانى و هرجومرج
[١] . عيون اخبار الرضا ٢/ ١٦٤.