پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٧٤ - مرحله آغازين معرفى جانشين(١٥٠ - ١٧٨ ق)
پس گواه باشيد كه او در دوران حياتم وكيل من و پس از مرگم وصي من است».[١]
اين بيان امام كاظم عليه السّلام در حالىكه نصى بر امامت امام رضا عليه السّلام و جانشينى اوست، در عينحال و با تفسيرى ظاهرى در حكم وصيت عادى و متعارفى است كه پدر به فرزند و در مورد او مىكند. امام كاظم عليه السّلام از آن جهت با عبارتى دو پهلو از جانشينى و وكالت فرزند خود سخن مىگويد كه اوضاع سياسى حاكم بر جامعه، آكنده از ترور، تعقيب و اختناق است.
امام كاظم عليه السّلام با در نظر گرفتن شرايط و نيازهاى جامعه، مسأله امامت فرزندش حضرت رضا عليه السّلام را گاهى در برابر عدهاى و زمانى در برابر جمع اصحاب و خاندان خود مطرح مىفرمود.
از «داوود بن كثير رقى» نقل شده است كه گفت: «به موسى كاظم عليه السّلام گفتم:
فدايت شوم، كهنسال شدهام. دست مرا بگير و از دوزخ وارهانم. [به من بگو:] پس از تو، امام و سرپرست ما كيست؟
امام عليه السّلام به فرزندش ابو الحسن رضا اشاره كرده، فرمود: پس از من او سرپرست و امام شماست.[٢]
«حيدر بن ايوب» مىگويد: «در مدينه، در جايى كه «قبا» نام داشت و «محمد بن زيد بن على» در آن حضور داشت، حاضر بوديم. محمد بن زيد نه در وقت معمول كه با تأخير نزد ما آمد. به او گفتيم: فدايت شويم، تو را چه شده است [كه دير آمدى]؟
محمد گفت: امروز ابو ابراهيم ما را كه هفده تن از فرزندان فاطمه (س) و على عليه السّلام بوديم فراخواند و ما را گواه گرفت كه فرزندش على وكيل او در
[١] . عيون اخبار الرضا ١/ ٢٧.
[٢] . الفصول المهمه/ ٢٤٣- ٢٤٤.