پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٨٣ - ٢ گفتوگو با ارباب اديان
[جماعت] عقل از دستدادگان و آنان كه بهرهاى از دانش ندارند، آن را درك نمىكنند و [تنها] خردمندان منصف، توانايى درك و فهم آن را دارند.
اما اول آن، پس اگر خدا آنچه را كه آفريده، به جهت نياز خود آفريده باشد [در اين صورت] به جاست كه گفته شود: خداوند به جهت نيازى كه به آفريده دارد به آن چيز متحول و منتقل مىشود، ولى خداى- عز و جل- به جهت نياز چيزى نيافريده و پيوسته ثابت است [، ولى] نه در چيزى و نه بر چيزى ديگر، اما خلق به يكديگر نيازمند هستند. برخى از آنان برخى ديگر را نگاه مىدارند، پارهاى از ايشان در پارهاى ديگر درون و بيرون مىشوند و [در تمام اين احوال] خداوند- عز و جل- به قدرت خويش تمام اين آفريدگان را نگاه مىدارد، [اما خود] در چيزى داخل يا خارج نمىشود، نگهدارى خلق، او را خسته نمىكند و از نگاه داشتن آن درنمىماند و جز خداى- عزّ و جلّ- پيامبران و رازداران او، نگاهبان امر او خزانهداران علم او كه شريعت او را به پا مىدارند، كسى از آفريدگان نمىداند كه اين كار (امر اداره خلق) چگونه است.
[و بدان كه] امر (فرمان) خداوند مانند چشم بر هم زدنى يا نزديكتر است و هرگاه چيزى را بخواهد به او مىگويد: باش، به مشيت و اراده او موجود مىشود. هيچيك از آفريدگانش نسبت به آفريدهاى ديگر به او نزديكتر يا دورتر نيستند. اى عمران، [آنچه را كه گفتم] فهميدى؟
عمران گفت: آرى اى سرور من، فهميدم و گواهى مىدهم خداوند همان گونهاى كه توصيف كردى و به يگانگىاش ياد نمودى و اينكه محمد، بنده و فرستاده اوست تا [مردم را] به دين حق هدايت كند. آنگاه عمران رو به قبله كرد و سر به سجده گذارد و اسلام آورد».
حسن بن محمد نوفلى مىگويم: «چون متكلمان گفته [عمران صابى را