پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٩٤ - انحراف فكرى
همين ايراد ناچيز، هارون را سخت خشمگين كرده، برآشفت و گفت: نطع (سفره چرمين كه بر روى آن گردن مىزدند) و شمشير بياوريد. به خدا او زنديق است كه حديث رسول خدا را مورد طعن قرار داده، [در آن شك مىكنند].
ابو معاويه به منظور نجات جان مرد قرشى بناى آرام كردن هارون گذاشته، مىگفت: اى امير المؤمنين، او دستخوش خطا و لغزش شده و نفهميده است و همچنان هارون را با اين گفتار آرام مىكرد تا اينكه هارون از كشتن مرد قرشى صرفنظر كرد.»[١]
هارون الرشيد حمايت و احترام بىدريغ خود را نثار عالمانى مىكرد كه تمايلات او را در نظر گرفته، بدان تن مىدادند و با آن همراه مىشدند، اما عالمان بزرگ و ارجمند و امامان اهلبيت عليهم السّلام را كه با هواها و خواستهها و اميال او همراه نبودند، به زندان مىافكند يا در محاصره قرار مىداد. نكتهاى كه ذيلا مىآيد، خود بهترين گواه بر اين امر و دليل حمايت بىپايان هارون از چنين عالمانى است.
«هارون بر دست «ابو معاويه» آب مىريخت. در همين حال از ابو معاويه پرسيد: مىدانى چه كسى آب بر دست تو مىريزد؟
ابو معاويه كه نابينا بود گفت: نه.
هارون گفت: اين منم كه آب بر دستانت مىريزم.
ابو معاويه گفت: يا امير المؤمنين، تويى؟
هارون گفت: آرى، و اين كار من براى گراميداشت دانش است!».[٢]
[١] . تاريخ بغداد/ ١٤/ ٨.
[٢] . همانجا.