پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٥٣ - در آستان امامت
[اى عبد العزيز،] آيا اينان (امت) مقام و جايگاه امامت را در ميان خود مىدانند تا با دانش و شناخت خود، بتوانند امام را انتخاب كنند؟
[بدان كه] امامت، منزلتى والاتر، مرتبهاى برتر، جايگاهى بالاتر، [دژى] نفوذناپذيرتر و [دريايى] ژرف است [آنچنان] كه مردم با خرد خود نمىتوانند به [كنه معرفت] آن برسند، با آراى خود آن را درك كنند يا اينكه به انتخاب خود، امام را برگزيند. [وانگهى] امامت، مقامى است كه خداوند پس از پيامبرى و دوستى، به ابراهيم خليل عليه السّلام داد و آن را در مرتبه سوم قرار داد و او را بدان فضيلت، شرافت بخشيد و نام او را با اين منصب، بلندآوازه نمود، آنجا كه فرمود: «من تو را پيشواى مردم قرار دادم.[١]
ابراهيم عليه السّلام از دست يافتن به چنين مقامى شادمان شده، عرضه داشت: «و از دودمانم [چطور]؟» و خداى- تبارك و تعالى- فرمود: «پيمان من به بيدادگران نمىرسد.
[بدين ترتيب] اين آيه، تا روز واپسين، امامت هر ستمگرى را باطل و مردود كرد و امامت [تنها] در برگزيدگان به وديعت نهاده شد.
آنگاه [حضرت احديت، ابراهيم را بزرگى داده،] امامت را در ميان برگزيدگان و پاكان از فرزندان او قرار داده، فرمود: «و اسحاق و يعقوب را [بهعنوان نعمتى] افزون به او بخشوديم و همه را از شايستگان قرار داديم. و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت كردند، و به ايشان انجام دادن كارهاى نيك و برپا داشتن نماز و دادن زكات را وحى كرديم و آنان پرستنده ما بودند.[٢]
امامت همچنان در نسل ابراهيم عليه السّلام بود و به يكديگر به ارث مىدادند تا اينكه
[١] . بقره/ ١٢٤.
[٢] . انبيا/ ٧٢- ٧٣.