پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٥٢ - در آستان امامت
اختلافنظر مردم در اين باب سخن به ميان آوردند. نزد امام رضا عليه السّلام رفتم و او را از موضوع امامت كه مردم به آن پرداخته بودند، آگاه كردم.
امام عليه السّلام لبخند زد و فرمود:
اى عبد العزيز، اين جماعت ندانسته و [با اين پندار كه درست مىانديشند] فريب خورده، بيراهه رفتهاند.
خداى- عز و جل- زمانى پيامبر خود را نزد خويش فراخواند [و جان او را ستاند] كه دين [و احكام آن] را براى او كامل كرد و قرآن را كه تبيينكننده هرچيزى است بر او فروفرستاد؛ [قرآنى كه] خداوند حلال و حرام، حدود و احكام و هرچه را كه مردم به آن نياز دارند در آن بيان كرده فرمود: «ما هيچ چيزى را در كتاب فروگذار نكردهايم[١].
نيز حضرت حق در حجة الوداع كه روزهاى واپسين زندگى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود اين آيه را فروفرستاد: «امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براى شما [بهعنوان] آيينى برگزيدم». و [بدان كه] امر امامت [مايه] كمال دين است.[٢]
پس از آنكه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله شاخصه و احكام دين را براى امت خود بيان كرد، راه آنان را برايشان روشن نمود، امت را در راه راست قرار داد، على عليه السّلام را به راهبرى و به عنوان امام آنان معرفى و معين فرمود و تمام آنچه را كه امت بدان نياز داشت براى آنان تبيين نمود، دعوت حق را لبيك گفت و به ديدار دوست شتافت.
پس هركس بپندارد كه خداى- عز و جل- دين خود را كمال نبخشيده، كتاب خدا را رد [و انكار] كرده است و هركس چنين كند [بىترديد] به خداوند كفر ورزيده است.
[١] . انعام/ ٣٨.
[٢] . مائده/ ٣.