پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٥٠ - در آستان رسالت
زنده و كوران و جذاميان ايشان را درمان كرد و با اين ابزارها حجت و برهان [رسالت] خود را اثبات نمود.
[روزگار حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله بهگونهاى ديگر بود.] آنهنگام كه خداوند، محمد صلّى اللّه عليه و آله را به پيامبرى برانگيخت، سخنورى و كلام [ابن السكيت مىگويد:
و گمان مىكنم گفت:] و شعر بر جامعه حاكم بود. لذا او از كتاب خداى- عز و جل- مواعظ و احكامى [كه از نظر شيوايى و استحكام، مانندى نداشت،] براى مردم آن روزگار آورد و به وسيله آنها گفته و ادعاى ايشان را باطل و حجت و برهان [رسالت] خود را اثبات نمود.
ابن السكيت خطاب به امام عليه السّلام گفت: تاللّه ما رأيت مثلك اليوم قط، فما الحجة على الخلق اليوم؛ به خدا سوگند امروزه همانند تو را هرگز نديدهام. اكنون حجت بر خلق چيست؟
امام عليه السّلام فرمود: العقل يعرف به الصادق على اللّه فيصدّقه، و الكاذب على اللّه فيكذّبه؛
[امروزه] عقل [حجت است كه] به وسيله آن مىتوان آن كس را كه [نسبت] راست به خدا مىدهد شناخت و او را تصديق كرد و آن كس را كه بر خدا دروغ مىبندد، شناخت و او را تكذيب نمود.
ابن السكيت گفت: به خدا سوگند پاسخ [درست] همين است».[١]
٢. از امام رضا عليه السّلام نقل شده است كه فرمود: «از آنرو پيامبران اولو العزم به اين صفت خوانده شدند كه هريك داراى كتاب و شريعتى بودند [، اما] تمام پيامبران پس از نوح عليه السّلام تا زمان ابراهيم خليل عليه السّلام، بر شريعت، روش و كتاب
[١] . علل الشرايع ١/ ١١٥؛ عيون اخبار الرضا ٢/ ٧٩.