پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٠٢ - ٥ گفتوگو با ارباب مذاهب اسلامى
دشمن بدارد، چرا كه او فرمانى واجب از واجبات الهى را ترك كرده است.
[حال از شما مىپرسم كه] كدامين فضيلت و شرافت بر اين جايگاه [كه خداوند اهلبيت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را از آن بهرهمند فرموده] مقدم و برتر است؟
چون خداوند آيه «قربى» را بر پيامبر صلّى اللّه عليه و اله فروفرستاد، حضرتش ميان ياران خود برخاسته، حمد و ثناى الهى گفت و فرمود: «اى مردم، خداوند، شما را به [تن دادن به] فريضهاى امر فرموده است. آيا اين فريضه را [با تمام اجزاى آن] انجام مىدهيد؟
كسى پاسخ پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را نداد.
روز ديگر پيامبر صلّى اللّه عليه و اله در جمع ياران حاضر شد و گفته روز قبل را تكرار فرمود كه اينبار نيز پاسخى نشنيد. سومين روز [و براى سومين بار] به ميان آنان رفت و فرمود: اى مردم، آن فرمان واجب الهى [دادن] طلا و نقره، خوردنى و آشاميدنى نيست.
حاضران گفتند: بنابراين [آن را] بر ما عرضه كن و پيامبر صلّى اللّه عليه و اله آيه قربى را براى آنان تلاوت فرمود. حاضران گفتند: اگر [فرمان خدا] اين است [باكى نيست آن را] مىپذيريم». [اما اى مردم، بدانيد كه] بيشتر آنان اين فرمان و فريضه الهى را وانهاده، به پيمان و عهد خود وفا نكردند.
آنگاه امام رضا عليه السّلام فرمود: پدرم حديثى نقل كرد كه او از جدم و او از پدرانش و آنان از حضرت حسين بن على عليه السّلام آن را روايت كردند كه فرمود:
«مهاجران و انصار نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله گرد آمدند و به حضرتش گفتند: اى رسول خدا، هيئتهايى كه به ديدار تو مىآيند و نيز مخارج زندگىات بر دوش تو سنگينى مىكند. اموال و خون (جان) ما در اختيار توست هرگونه كه بخواهى در آن فرمان بران كه تو را [در اين كار] نيكوكار و [شايسته] پاداش