انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٢ - فرق مؤمن و كافر
خالى از حكمت نيست. او مصلحت بندگانش را مىداند و بر اساس مصلحت خوشى يا بدى را بر بندگان خود مسلط مىكند.
فرق مؤمن وكافر نيز در همين است كه مؤمن خدا را خالق و مدبر كائنات مىداند، همه چيز را از جانب او مىداند و در برابر حوادث روزگار بىتابى نمىكند. اماّ كافر اينگونه نيست! كافر دنيا را پوچ و بىهدف مىداند، مىگويد: دنيا دار تصادف است، مثل عصاى كور به هركه خواست اصابت مىكند. به عنوان مثال، مؤمن هم مريض مىشود، كافر هم مريض مىشود. از نظر فيزيكى بدن هردو درد دارد؛ اما كافر علاوه بر درد فيزيكى، از درد روانى نيز رنج مىكشد، زندگى دنياى خود را بدون هدف مىداند. در حالىكه مؤمن اين چنين نيست، مؤمن فقط رنج فيزيكى را متحمل مىشود، از نظر روانى مؤمن هيچ ناراحتى ندارد. مؤمن مىداند كه درد از جانب خداست و هروقت او بخواهد شفا مىدهد.
انسان مؤمن ممكن است از درد فيزيكى خود رنج ببرد. اماّ از اصل قضيه كه درد نيز مربوط به خدا مىشود راضى مىشود. ممكن است مؤمن از درد فيزيكى راضى نباشد؛ ولى چون قلباً درد را از جانب خدا مىداند، از نظر روانى برايش دردى وجود ندارد. كار خدا بدون مصلحت نيست و هركارش داراى حكمت است و از روى علم صورت مىگيرد. هركارى را كه خدا براى بندگانش مصلحت بداند، حتماً خيرى نيز در آن وجود دارد. مثلًا كفاره گناهان او مىشود و يا سبب هدايت و يا توبه او و يا مزيد درجات نفسى يا اخروى او مىگردد.