انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٤ - اصول مهم اسلام
عقلى براى انسان قابل قبول نيست. مىگويند: خدا يكى است، منتهى عيسى هم خدا است، روح القدوس هم خدا است. يك مساوى سه! درحالىكه يك بچه نابالغ و كوچك هم" يك مساوى سه" را قبول نمىكند.
مسحيت در اصل اول خود دچار تناقض مىشود. وقتىكه فكر بشر در دين مدخليت پيداكند و بهجاى يك كتاب (انجيلى كه از بين رفته است) چهار كتاب يا بيشتر نوشته شود، بهتر از اين نمىشود. كتاب تورات و انجيل هردو از بين رفت، كتابهاى فعلىكه بهنام تورات و انجيل وجود دارند، توسط انسانها دستبرد زده شدهاند. علاوه بر اين مشكلات، خود يهودىها نيز حاضر نمىشوند كه دين خود را ترويج كنند، آنان مىگويند: دين يهوديت مخصوص بنى اسرائيل است و غير بنى اسرائيل حق ندارد كه در اين دين داخل شوند اين امر اوج تعصب يهوديت را نشان مىدهد و إلّا كسى نمىخواهد به آن دين جعلى داخل شود و از كتاب ناقص و تحريف شده تورات پيروى كند. پس اصول دين اسلام بر مبناى عقلانيت استوار است و چيزىكه با عقل انسانى سازگارى داشته باشد، براى هميشه قابل دوام است.
اصل دوم: اخلاق اسلامى، دين مقدس اسلام، در اخلاقيات بىنظير است، اسلام اخلاق را زيربناى تمام امورات اجتماعى مىداند؛ يعنى بشريت بدون اخلاق، هرگز قادر به ساختار اجتماعى مستحكم و با دوام نيستند، انسانهاى كنونى اگر قدرى از روى تعقل و تفكر بدون تعصب، قضاوت كنند، بدون شك، اخلاق اسلامى را براى ساختار اجتماعى خود مىپذيرند. نعوذبالله، اگر قيامت هم نباشد، حساب و كتابى هم نباشد، انسانها براى خوشبختى دنياى خود هم ناگزير نياز به اخلاق دارند، موضوعات اخلاقى هم زياد است و هم بسيار مهم، اخلاق فردى، اخلاق خانوادگى،