انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٢ - بهانه جويى هاى كفار
متأسفانه در همين قرن ارتباطات و قرن علوم نيز اين خرافات در بين مردم وجود دارد، اكنون اين خرافه پرستىها بهنام روايات ادامه دارد، مردم سنتهاى پدرىشان را بالاتر از دين مىدانند. ظاهراً همه مسلمان هستند؛ اما به دستورات دينى خود عمل نمىكنند، مىگويند: اينها روايات ما است، روايات، يعنى از پدران ما باقى مانده است. روايات و سنن پدرى خود را بر آيات قرآن مقدم مىدارند. اگر به آنان گفته شود كه چرا وقتى مسافرت مىرويد در ماشين سوار مىشويد؟ سوار شدن به ماشين و طياره كه از روايات پدرى شما نيست، چرا به آنها سوار مىشويد؟! چرا اين غذاهاى لذيذ را مىخوريد؟ چرا اين لباسهاى گرانقيمت را مىپوشيد، اينها همه خلاف روايات پدران شما است؟! هيچ جوابى ندارند كه بگويند، مجبوراند سرشان را پايين بياندازند. اينعده در تمام موارد خلاف روايات پدرى خودشان عمل مىكنند؛ ولى در مورد دستورات دينى كه مىرسند، روايات و سنن پدرى خود را دليل مىتراشند، روش پدرى ما ايجاب مىكند تا چنين كارهاى را انجام دهيم، اگر انجام ندهيم، مردم به ما مىخندند. آيا واقعاً اينعده مسلمانند؟ چرا در مورد روايات و سنن پدرى خود قدرى تفكر و تعقل نمىكنند؟ در اين شكى نيست كه نسلهاى بعدى از نسلهاى گذشته داناتر و فهميده تر هستند، چرا تعقل نمىكنند؟ چرا به خرافات گذشته پدرانشان عمل مىكنند و آن را براى خود دليل مىآورند! در حالىكه نه عقل آن را قبول مىكند و نه منطق.
مشركين قريش مىدانستند كه بتهاىشان از فلز، سنگ، چوب و مواد خوردنى مانند خرما هستند و مىدانستندكه تمام آنها را خودشان درست كردهاند؛ اما باز هم