انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٥ - داستان قصر سفيد
در دنيا ما اين را تجربه كردهايم، مىبينيم يك انسان بسيار بد است، هركارى كه از دستش برآيد انجام مىدهد؛ اما يك وقت در جايى قرار مىگيرد كه اطراف او همه توسط دوربينهاى مخفى كنترل مىشود، هركارى انجام دهد مأمورين امنيتى او را مىبينند، در چنين شرايط هرگز مرتكب خطا نمىشود، چونكه مىداند، اگر كار خلاف انجام دهد، فوراً گرفتار مىشود؛ زيرا تمام حركات او توسط دوربينها تحت مراقبت است، لذا دست خطا نمىكند، به همين دليل است كه غالب دزدىها در شب صورت مىگيرد، براى اينكه در تاريكى شب مردم همه خواباند و اگر كسى بيدار هم باشد آنان را نمىشناسد. اگر دزد ببيند كه در فلان خانه دوربينهاى مخفى او را مراقبت مىكند و به محض داخل شدن توسط مراقبين دستگير مىشود، هرگز به آنجا نمىرود، هرچند پول زيادى هم در آنجا موجود باشد، براى حفظ جانخود از رفتن به آنجا منصرف مىشود، چون مىداند خطر جدى او را تهديد مىكند. قيامت نيز چنين است، وقتى انسان متوجه مىشود كه تمام اعمال او تحت كنترل خداوند است و گواهانى را براى او قرارداده است تا در قيامت بر اعمال او شهادت بدهند، مىترسد و از انجام گناه منصرف مىشود، انسان هرچند ميل زيادى به گناه داشته باشد، وقتى خود را در معرض خطر ببيند، از روى حيا و يا ترس از انجام آن اجتناب مىكند.
داستان قصر سفيد
چندين سال قبل روزنامهها نوشته بودند كه در قصر سفيد آمريكا يك خانم دست به دزدى مىزند، قصر سفيد آمريكا تحت مراقبت است، همه جاى آن توسط دوربينهاى مخفى كنترل مىشود و تمام حركاتىكه در آنجا صورت مىگيرد