انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٢ - تعجب انسان از گواهان
زبانهاى انسان، دستها و پاهاى انسان بر او گواهى مىدهند، دست انسان شهادت مىدهد كه فلان وقت چنين كارى را انجام دادى! صورت فلان يتيم را سيلى زدى! زبان مىگويد: فلان شخص را دشنام دادى، غيبت فلانى را گفتى! چشم مىگويد: در فلان مكان اين معصيت را انجام دادى! پاى مىگويد: در فلان جا براى دزدى رفتى، تمام اعضاى بدن انسان بهصورت مستند عليه اوشهادت مىدهند. اعضاى بدن انسان خود به خود حركت نمىكند، اين روح انسان است كه اعضاى بدن را به حركت در مىآورد، اگر در راه معصيت حركت داده، به همان معصيت در روز قيامت شهادت مىدهند، اگر در راه خير حركت داده باشد، به همان كار خير انسان شهادت مىدهند. غرض هركارىكه انسان در دنيا انجام دهد، دست، پا، زبان، چشم، گوش وحتى پوست بدن او به آن گواهى مىدهند، چيزى را مخفى نمىدارند.
تعجب انسان از گواهان
انسان در روز قيامت تعجب مىكند كه چرا اعضاى بدنش عليه او شهادت مىدهد؟ «وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ»[١] در قيامت انسان خطاب به پوستهاى بدنش مىگويد: چرا شما عليه من شهادت مىدهيد؟ يعنى اگر مرا به دوزخ ببرند، شما نيز مىسوزيد! در جواب مىگويند: آن خدايىكه همه چيز را به نطق آورده، ما را نيز به نطق آورده، ما به اختيار خود شهادت نمىدهيم، خدا ما را به نطق آورده تا به چيزهاى كه مىدانيم شهادت بدهيم. علاوه بر
[١] - فصلت/ آيه ٢١