انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٧ - مراتب ايمان
برود، انسان نمىتواند از ابتداء پايش را بالاى پله آخر بگذارد، بايد آهسته آهسته، پله به پله بالا برود تا به پشت بام برسد. رسيدن به پلههاى ايمان خيلى سخت است، بسيارى از اوقات كه انسان سالم است، پولدار است، بچههايش مريض نيست، مىگويد: خدايا شكر، تو چه خداى مهربان هستى؟! در خوبىها از خدا تشكر مىكند؛ اما وقتىكه دچار مرض شود، فقر بر او غلبه كند، بچههايش مريض شود، يك مرتبه عوض مىشود، مىخواهد برخدا ايراد بگيرد، خدايا زور تو به من مىرسد! چرا من مريض شدم؟ چرا ديگران پولدار هستند و من فقيرم؟ چرا بچههاى ديگران صحت مند هستند، و بچههاى من مريض؟! به خدا نق مىزند و ايراد مىگيرد، چنين انسانها در واقع ايمان ضعيف دارند، اگر ايمان انسان قوى باشد، در تمام شرايط به جاى شكايت خدا را شكر مىكند.
مراتب ايمان
در حديث ديگر نقل شده است «انَّ اللهَ وَضَعَ الايمانَ عَلى سَبعَهِ أَسهُم عَلَى البِرِّ وَ الصِّدقِ وَ اليَقينِ وَ الِّرضا وَ الوَفاءِ وَ العِلمِ وَ الحِلمِ»[١] كه ايمان داراى هفت جزء است.
١- نيكى با مردم.
٢- صدق و راستى
٣- يقين داشتن
٤- راضى بودن
[١] - كافى/ ج ٣، ص، ٧٠