انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٣ - دين و حقوق بشر غربى
٢- تسليم بودن به امر خدا، انسان بايد به خداى خود تسليم باشد، بدون چون و چرا از فرمان و دستورهاى او اطاعت كند، كسىكه تسليم است، در مقابل امر خدا چون و چرا نمىكند.
آيه مباركه، در باره آلفرعون مىفرمايد: «وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا»[١] آنان به آيات ما انكار كردند، درحالىكه در باطنشان يقين داشتند. خيلىها هستند كه به قيامت يقين دارند؛ ولى در زبان وجود آن را منكر مىشوند، شيطان به روز قيامت يقين دارد، او بيشتر از انسان مىداند كه قيامت واقع شدنى است، او در جمع ملائك حضور داشت، خيلى چيزها را مىدانست؛ ولى با اينكه مىدانست، به خدا تسليم نشد! امر شد كه آدم را سجده كن، گفت: سجده نمىكنم! خلقت او از خاك است و خلقت من از آتش، من از او بهترم، هرگز او را سجده نمىكنم! شيطان به همه چيز يقين داشت؛ ولى تسليم امر خدا نشد و لجبازى كرد. لجبازى نمودن در مورد دين و قبول نكردن احكام آن، در بعضى اوقات موجب كفر انسان مىشود
دين و حقوق بشر غربى
اين دو موضوع بسيار مهم است، يكى يقين داشتن و ديگرى تسليم بودن، بعضى اشخاص با اينكه به خدا اعتقاد دارند، نماز مىخوانند، روزه مىگيرند؛ ولى انتقاد مىكنند كه چه لزومى داشت كه خدا نماز را واجب كرد، گرفتن روز چه فايده دارد؟ بىخود از صبح تا غروب خود را اذيت مىكنيم، بعضىها مىگويند: دين با حقوق بشر در تضاد است، چيزىكه با حقوق بشر در تضاد باشد، براى ما قابل قبول
[١] - نمل/ آيه ١٤