انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤١٨ - هلاكت قوم نوح
هلاكت قوم ثمود
«وَ ثَمُودَ فَما أَبْقى»
بعد از آنكه حضرت صالح عليه السلام آمد، با قوم ثمود صحبت كرد و آنان را بهسوى يكتا پرستى ارشاد نمود، آنان قبول نكردند، بعد از اينكه حجت بر آنان تمام شد، خداوند جل جلاله آن قوم را نيز هلاك نمود.
هلاكت قوم نوح
«وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغى»
قوم نوح را نيز خدا هلاك نمود. آنان ظالمتر و طغيان شان بيشتر از دوم قوم عاد و ثمود. با توجه به عمر زياد حضرت نوح عليه السلام كه" نهصد و پنجاه" سال فقط در بين قوم خود تبليغ كرد، آنان خيلى ظالم و طغيانگر بودهاند، و دراين نهصد و پنجاه سال، جز هشتاد نفر، كسى به آنحضرت عليه السلام ايمان نياورد. قوم نوح به حرف پيغمبر خود گوش ندادند و هميشه آنحضرت عليه السلام را مسخره مىكردند، قرآن مىفرمايد: ما آنان را نيز هلاك كرديم.
اصل سيزدهم: «وَ الْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوى»
و نيز شهرها را زير و رو كرديم. مراد از شهرهاى زير و رو شده، ظاهراً اشاره به شهرهايى است كه قوم لوط در آنجا حضور داشتند، قوم لوط عمل زشت و ناپسند همجنسگرايى را بين خود ترويج كردند، حضرت لوط عليه السلام هرچه آنان را از آن كار نهى نمود، قبول نكردند. بعد از اتمام حجت، به حسب ظاهر، يك زلزلهى بسيار شديد آمد و تمام شهر را زير و رو كرد. مثل اينكه شهر را با خاكهايش يكمرتبه،