انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠٣ - انقلاب علمى، فرهنگى و سياسى
غربىها بهنام حقوق زن، بنام دموكراسى، بنام آزادى، فرهنگ ابتذال را در كشورهاى اسلامى ما وارد مىكنند. آيا معناى آزادى همين است كه زنان با سينهها برجسته و بدن نيمه عريان در كوچه و بازار ظاهر شوند؟ بىحجابى هيچوقت بهكس شخصيت نمىدهد، بىحجابى براى انسان عاقل نه تنها آزادى نيست؛ بلكه يك نوع ذلت است. مگر اين ذلت نيست كه دختران در بيرون از خانه حجاب نپوشند و پسران شهوت ران مثل گربه در هرگوشه و كنار براى شكار آنان دام بيندازند؟.
افغانستان در شرايط كنونى بيشتر به زنهاى با حجاب ضرورت دارد تا به بىحجاب و بدحجاب، به دختران چادر پوش بيشتر نياز دارد تا به پا برهنه و سر برهنه، اين كشور اكنون به زنان و مردان دانشمند و متخصص نياز دارد. اقتصاد كشورما زير صفر است، مردم ما همه گدا هستند، حتى دست دولت ما براى گدايى بسوى بيگانهها دراز است. ما هيچوقت به اين موضوع فكر كردهايم؟ هرچه رسوايى ما زياد شود، به رخ خود نمىآوريم، به همين دليل استكه سالها كشور ما در فقر و بيچارگى باقى مانده است و بعد از اين نيز به همانحال باقى خواهد ماند.
انقلاب علمى، فرهنگى و سياسى
در شرايط كنونى تنها راهى كه براى مردم جرقه اميد مىبخشد، اين است كه از طريق دانشگاهها و حوزههاى علميه، يك اصلاحات عمومى در كشور به وجود بيايد. اگر حوزههاى علميه و مراكز دينى و همچنين دانشگاههاى كشور، هركدام با يك نظم و برنامه درست، حركت كنند، ممكن است وضعيت بهبود يابد، اگر بدون نظم و برنامه مانند گذشته حركت كنند، نه تنها وضع كشور بهبود نمىيابد، كه با گذشت هر روز بدتر هم مىشود؛ اگر حوزات علميه و مراكز دينى از مسير اصلى