انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٥٥ - وسعت فقه اسلامى
قرآن و از احاديث گرفته مىشوند. آنها قواعد كلى را بيان مىكنند تا مجتهدين در امورات مختلف فقهى از آن قواعد استنباط نمايند. اگر ما بياييم اصول فقه را به حساب امروزى يعنى با فاكولتهها و دانشكدهها مقايسه كنيم، به احتمال قوى تنها علم فقه، حدود بيست فاكولته درست مىشود، بدون اصول فقه، بدون علم رجال، بدون علم تفسير، بدون علم حديث كه تمام آنها به فقه مربوط مىشود. بدون فروعات، تنها متن فقهى، بيش از بيست فاكولته درست مىشود. فقه اسلامى بسيار وسيع است، هرچند در آن تحقيق صورت بگيرد، مطالب بيشتر بدست مىآيد.
كتابهايىكه تاكنون در مورد فقه نوشته شده است براى مسائل فقهى اكنون كافى نيست، حدود يكصد و پنجا سال قبل وقتى علماء مطالب فقهى را نوشتند، در مجموع تعدادشان تقريباً به چهل سه جلد رسيد (جواهرالكلام) اما اكنون اگر كسى بخواهد دوره فقه را با تمام مدارك و دلايل آن بنويسد، شايد در حدود بيشتر از صد جلد كتاب شود. فقه اسلامى رو به توسعه است و هر روز ممكن است چيزى جديدى برآن افزوده شود. قبلًا در تمام كتابهاى فقهى شيعه به تعداد انگشت شمار مسائل و موضوعات طبى وجود نداشت؛ ولى اكنون صدها مسائل طبى در فقه وجود دارد و هر روز به تعداد شان افزوده مىشود. فقه اسلامى بايد وسعت داشته باشد؛ زيرا هر روز مسائل جديد ترى پيدا مىشود كه در سابق به ذهن كسى هم خطور نكرده است، آنها جواب مىخواهد و بايد هم جواب داده شود!
به عنوان نمونه در سابق شبيه سازى را اصلا كسى نمىفهميد؛ اما اكنون جزء مسائل روز شده است، مسائل رحمهاى مصنوعى، كاشت تخمك مرد در رحم زن،