انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٤٧ - ٣ - مشكل اقتصادى انبياء
براى انبياء قدرت سياسى، اقتصادى و اجتماعى عطاء نكرد، تا آنان از قدرت و ثروت خودشان براى ترويج يكتاپرستى استفاده مىكردند، خد بهتر مىداند؟! انبياء عليهم السلام، غالباً از جانب طبقه اشراف، فيودال و شكم گُندهها، مورد استهزاء قرار مىگرفتند. دليل برخورد نادرست اشراف نيز همين بود كه انبياء، اولًا، فقير بودند، ثانياً، كسى را بهعنوان آغا و مولا قبول نمىكردند. حرف انبياء اين بود كه هيچكس از كسى ديگر برتر و بهتر نيست، ملاك برترى و بهترى انسانها از يكديگر، فقط تقواى آنان است. انبياء همهى مردم را بندگان خدا مىدانستند و مسئوليت پولداران و سرمايهداران نسبت به اجتماع بيشتر از مردم فقير مىدانستند. انبياء مىگفتند: سرمايه داران بايد به جاى ظلم، به جاى استثمار و استعمار، بايد به فقراء كمك نمايند، زكات بدهند.
انبياء هرچند از طبقه فقير و كم بىضاعت بودند؛ ولى غالب طبقه فقير نيز از انبياء دفاع نكردند، نه تنها دفاع نكردند؛ بلكه همواره توسط اشراف و سرمايهداران بر عليه انبياء استفاده مىشدند. پولداران به فقراء پول مىدادند تا انبياء را توهين و مسخره كنند، به فقراء پول مىدادند، تا انبياء را مورد اذيت و آزار قرار دهند. اصل كار به دست طبقه مَلأ بود. اشراف و شكم پرستان جامعه بودند كه مردم را بر ضد انبياء تحريك مىكردند.
تمام حرف مشركين قريش در برابر آخرين پيغمبر الهى اين بود كه اگر پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم در تصميم خود موفق شود و از مكه بتها را بردارد، سرمايههاى ما از بين مىرود، اگر بتها را بردارد، مردم ديگر از راههاى دور به مكه نمىآيند، مسير