انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠٧ - فرق صعود و سقوط
ريسمان محكم بگيريد و خود را به طرف پايين بيندازيد، خيلى به سرعت روى زمين مىرسيد. در بعضى جاها است كه ارنفاعات و بلندى وجود دارد، مردم از بالاى آن ارتفاعات توسط ريسمان به پايين مىآيند. خيلى راحت و آسان به پايين مىرسند. بدون اينكه برايش مشقت باشد، تنزل مىكند، تنزل كارى آسان است؛ اماّ صعود نمودن كار بسيار مشكل است. شما وقتى بالاى يك كوه بلند مىخواهيد برويد، تا سر كوه چهقدر نفس مىكشيد؟ چه قدر خسته مىشويد؟ چه قدر خستگى عايد شما مىشود؟ لذا سقوط كردن هيچ مشكلى ندارد، انسان اگر بخواهد سقوط كند، زود مىتواند سقوط كند؛ اما بالا رفتن كارى بسيار دشوار است. براى هر قدمىكه برمىدارد، چند بار بايد نفس بزند. اماّ اهل آخرت بودن و راه غلبه بر نفس نيز مثل صعود كردن مشكلات و مشقت دارد، زحمت مىخواهد، مواظبت مىخواهد تا يكوقتى پاى انسان نلغزذ؛ ولى هوسرانى و دنيا پرستى مثل پايين آمدن از كوه است، هروقت بخواهد سقوط مىكند.
رفتن بهسوى گمراهى آسان است، اگر انسان بخواهد گمراه شود، زود گمراه مىشود. رفتن بهسوى زنا كارى آسان است، مال مردم خوردن كار سختى نيست. معصيت خدا بسيار آسان صورت مىگيرد؛ اماّ حفظ دين، كارى بس دشواريست، ايستادن در مقابل اميال نفسانى كار بزرگى است. پرهيز از زنا در شرايط حساس ايمان مىخواهد. دادن اموال در راه خدا شجاعت و شهامت مىخواهد؛ از خود گذشتهگى و كشتن هواى نفس ايمان شفاف مىخواهد، تا روح انسان شگوفا نشود، كنترل هوسها مشكل است. انسان در راه معصيت با اين همه مشكل مواجه نمىشود، تا تصميم بگيرد سير نزولى داشته باشد، زود در اسفلالسافلين سقوط مىكند.