انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩٠ - كنار گذاشتن منيت ها
شناس است يا خير، دروغ مىگويد يا نه؟ به حرام خود را آلوده مىكند يا نه. اگر فكر انسان متوجه اين چيزها شود، عفو و گذشت در بين مىآيد، اغماض در بين مىآيد. در نتيجه محبت، صميميت، عطوفت و مهربانى، جاى بد بينىها، عداوتها، كينه ورزىها و منّيتها را مىگيرد. ترازو و مثقال گذاشتن، انسان را حقير مىكند، عفو و گذشت به انسان عظمت مىدهد.
انسان بايد بهسوى خدا حركت كند، بهسوى معنويت حركت كند، محبت و دوستى خود را براى خدا مصرف كند. منّيتهارا كنار بگذارد، منّيت ضعيف و ناتوان است، زود شكست مىخورد، زود انسان را به پرتگاه سقوط مىاندازد. اگر دوستى و محبت انسان براى خدا باشد! آنگونه كه در حديث شريف ذكر شده است، در جاىگاه بالايى قرار خواهد گرفت. «وَجَبَتْ مَحَبَّتِى لِلْمُتَحابِّينَ فِى» محبت من براى آنانى واجب است كه بهخاطر من، نسبت به همديگر محبت نشان مىدهد، عطوفت و مهربانى نشان مىدهد. در اين صورت، اگر از كسى سؤال شود براى چه با فلانى محبت مىكنى؟ فورا مىگويد: براى اينكه او متدين است و خدا را دوست دارد. خداوند جل جلاله نيز چنين انسانى را دوست دارد و مىفرمايد: محبت شما برايم واجب شد، دوستى شما برايم واجب گرديد، من هم شما را دوست دارم.
«وَجَبَتْ مَحَبَّتِى لِلْمُتَحابِّينَ فِى» براى آنانىكه به خاطر من، در بين خود محبت مىكنند، محبت من نيز بر آنان واجب مىشود. «وَوَجَبَتْ مَحَبَّتِى لِلْمُتَواصِلِينَ فِى» محبت من واجب است براى كسانىكه بهخاطر من با همديگر وصل مىشوند، براى