انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٦ - محبت در راه خدا
تبارك و تعالى مىفرمايد: «وَجَبَتْ مَحَبَّتِى لِلْمُتَحابِّينَ فِى» محبت من براى كسانى واجب مىشود كه بهخاطر من باهمديگر محبت مىكنند. معلوم است كسىكه محبت خدا بر او واجب شود زندگانى دنيا و آخرتش بيمه مىشود.
«وَجَبَتْ مَحَبَّتِى لِلْمُتَحابِّينَ فِى» در مورد محبت، گاهى دو نفر نسبت به همديگر اظهار محبت و دوستى مىكنند. اگر از يكى از آنان پرسيده شود، براى چه فلانى را دوست دارى؟ مىگويد: بهخاطر خدا او را دوست دارم، او آدم متدين است و راستگوى است، به حلال و حرام خدا پاىبند است، سپس اگر از ديگرى پرسيده شود كه تو براى چه فلانى را دوست دارى؟ او هم مىگويد: براى خدا او را دوست دارم. او مرد متدين، نيكوكار و خدا شناس است. هيچگونه منافع شخصى بين اين دو نفر وجود ندارد؛ ولى دوستى آنان فقط براى خداست. در مورد اين محبت، خداى سبحان مىفرمايد: «وَجَبَتْ مَحَبَّتِى لِلْمُتَحابِّينَ فِى» محبت من واجب شد بر آنانىكه درميان خود بهخاطر من محبت مىكنند.
گاهى اين محبت بين دو نفر است؛ اماّ گاهى بين چند نفر مىباشد. مثلًا در بين يك تشكيلات، در بين يك انجمن، در بين يك حزب چنين محبتى وجود دارد. همه باهم تلاش مىكنند تا براى مردم خدمت كنند، بهصورت دست جمعى براى فقراى جامعه كمك كنند. همه دست به دست مىدهند، براى مردم كم بضاعت پُل درست مىكنند، شفاخانه درست مىكنند، براى درس خواندن بچهها مكتب درست مىكنند، كتابخانه مىسازند. به صورت دستجمعى براى خدمت به" خلق الله" زحمت مىكشند. همديگر را بهخاطر همين كارهاىشان دوست دارند و با هم محبت مىكنند. طبق اين حديث، محبت خدا بر چنين جماعتى واجب مىشود؛ يعنى خدا برخود واجب