انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤٦ - سرزنش مشركين
احتمال دوم: اين است كه مراد از «شَدِيدُ الْقُوى» جبرئيل نيست؛ بلكه مراد خود پروردگار عالم است. «إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى» پيغمبر هرچه مىگويد از خود نمىگويد. او چيزى را بيان مىكند كه خدا برايش وحى نموده است. پس وحى را كه به پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم تعليم كرد؟ «عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى» يعنى هيچ كسى قوىتر از خدا نمىباشد. خدا براى پيغمبر وحى كرده است، آن خدايىكه به همه چيز قادر است. «ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى» فاستوى را به معنى استولى گرفتهاند، يعنى آن خدايىكه مستولى و محيط بر همهى أشيا است. «وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى» در قول اول، ضمير" هو" بهسوى جبرئيل بود كه او در افق اعلى بوده است و بعد كم كم به پيغمبر نزديك و نزديكتر شده است.
در قول دوم، ضمير «هُوَ» بهسوى خداوند جل جلاله برمىگردد؛ يعنى خداوند جل جلاله به آنحضرت تعليم داد؛، در حالىكه او در افق اعلى (در سفر معراج) قرار داشت و بهسوى معراج مىرفت. «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى» بعد آنحضرت صلى الله عليه و آله و سلم بهسوى خدا نزديك و نزديكتر شد. البته اشتباه نشود، خداوند جل جلاله در آسمانها نيست، زمان و مكان براى خدا مفهومى ندارد. خدا نه در زمين است و نه در آسمان؛ زيرا مكان براى چيزى لازم است كه جسم باشد، مركب باشد. خدا نه جسم است و نه مركب، خدا نه مكان دارد و نه زمان، خدا خالق زمان و مكان است. خدا در هرجاى وجود دارد. «وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ»[١] خدا با شماست، در هر جايىكه باشيد. مراد از نزديك و نزديكتر شدن پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم به خدا كنايه از قرب معنوى آنحضرت صلى الله عليه و آله و سلم نسبت به
[١] ره- حديد/ آيه ٤