انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣٩ - تكذيب گفته هاى مشركين
بههرصورت، همهى اينها از احتمالات قضيه است؛ ولى ما موظف هستيم ظاهر آيات قرآن را در نظر بگيريم و به دنبال احتمالات، خود را سرگردان نكنيم. «وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى» ممكن است، الف ولام آن، الف و لام جنس باشد، يعنى تمام ستارهها، يا استغراق باشد، قسم به ستارگان وقتىكه غروب مىكنند، چرا غروب را ذكر كرده است؟ براى اينكه به انسانها بفهماند ستارهها حادثاند، مانند جمعى از مردم بىدين، ستارهها را پرستش نكنيد، يك عده هستند كه ستارهها را خدا مىدانند و آنها را بهعنوان پروردگار پرستش مىكنند. ستارهها مثل همين كره زمين ما هستند، منتهى زمين از خورشيد نور مىگيرد؛ ولى نور ستارهها از خودشاناند، ستارهها خيلى بزرگ هستند، نور و حرارت آنها نيز از خودشان است، هرچند ستارهها نيز مثل زمين بىشعوراند، مثل زمين حادثاند و از راه دور خيلى زيبا ديده مىشوند. ستارهها هم طلوع دارند و هم غروب، همهى آنها تحت تدبير يك مدبر قرار دارند، ستارهها مثل زمين متحركاند، معلوم است كه هر متحرك از خود محرك مىخواهد، سر بخود چيزى حركت نمىكند، حركت دهنده همهى آنها، خداوند حكيم است و همه چيز به اراده او حركت مىكنند و همه سنجيده شده تحت كنترل او قرار دارند. علم نجوم جديد به قرآن كمك كرد و اوهام مشركين را باطل نمود.
تكذيب گفتههاى مشركين
«ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى»
صاحب شما (پيغمبر) نه گمراه گرديد و نه غاوى شد، اين دو كلمه تقريباً يك معنى را مىرساند، غاوى نيز تقريباً به معناى گمراه مىباشد، بعضى از مفسرين گفتهاند كه اين دو كلمه باهم فرق دارند؛ زيرا «ضال» كسى است كه قابل برگشت