انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠ - اولين فرستاده مشركين
آنچه را كه عروة بن مسعود سقفى، در بين مردم مكه صحبت كرد همه درست بود؛ زيرا مردم نسبت به (كسرا) و نسبت به (قيصر) و نسبت به (نجاشى) و ديگر امپراتوران دنيا به عنوان يك زمامدار نگاه مىكردند و همه مىدانستند كه همهى اطراف شاهان و امپراتوران، تملق و چاپولوس هستند، هيچ كدام آنان براى محبت دور شاهان جمع نشدهاند؛ بلكه بخاطر منافع شخصىشان تملق مىكنند، يا بهخاطر نزاكتهاى سياسى دست به تملق و چاپولوسى مىزنند و مىخواهند، از موقعيت خود سوء استفاده نموده و خود را به جاه و مقامى برسانند؛ اما احترام و علاقه مسلمانان نسبت به پيغمبر مكرم اسلام صلى الله عليه و آله و سلم از روى تملق نبود؛ بلكه آنان مىدانستند كه آنحضرت صلى الله عليه و آله و سلم رسول و فرستاده خدا است و محبت آنان نسبت به پيغمبر، از روى عشق و علاقه بود. به همين دليل عميقا به پيغمبر خود علاقه داشتند و هميشه با عمق جان در راه او جاننثارى و فداكارى مىكردند.
عروة بن مسعود سقفى، به مشركين قريش گفت: اگر شما منتظر اين هستيد كه مسلمانان از پيغمبر خود دست برمىدارند و او را تنها مىگذارند، سخت در اشتباه هستيد، من ديدم كه مسلمانان نسبت به پيغمبر تا چه حد علاقهمند هستند! آنان تا آخرين لحظه حيات، دست از پيغمبرشان بر نمىدارند و حتى حاضراند تمام هستى خود را در راه او فدا نمايند، او گفت: من به شما اطمينان مىدهم كه مسلمانان هرگز شكست نمىخورند؛ زيرا آنان به اهداف خود چنان پاىبندند كه حاضراند تمام هستى خود را فداى آن نمايند.