انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٧ - مذاكره صلح ويتنام
سران نشست صلح ويتنام، در واقع بدتر و جاهلتر از مشركين قريش بودند، آنان در جهالت مطلق زندگى مىكردند، اسلام در همان عصر جاهليت، از خود صبر و بردبارى نشان مىداد، پافشارى بر افگار جاهليت را بنفع بشر نمىدانست و سعى داشت تا با وقار و متانت، به كفار قريش بفهماند كه شما اشتباه مىكنيد؛ ولى در صلح ويتنام هيچ طرف كوتاه نيامد، هيچطرف از خود صبر و بردبارى نشان ندادند، علت آن نيز همين حقارت درونى آنان بود، هيچكدام به خود اعتماد نداشتند، لذا سعى مىكردند كه بصورت ظاهر خود را برتر از ديگران جلوه دهند. «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ» اگر انسان آرامش درونى داشته باشد، اگر انسان اعتماد بنفس داشته باشد، اگر انسان به توانايىهاى خود باور مند باشد، همانكارى را انجام مىدهد كه پيغمبرمكرم اسلام صلى الله عليه و آله و سلم در صلح حديبيه انجام داد، اگر انسان از آرامش درونى بهرهاى نداشته باشد و به توانايىهاى خود باور و اعتماد نداشته باشد، مانند سران صلح ويتنام ششماه براى يك چيز بىارزش وقت خود را تلف مىكند. در باره اين آيه مباركه صحبت زياد لازم است و اگر توفيق حاصل شد در اين مورد باز هم صحبت خواهيم كرد.
آيه مباركه را كه قبلًا تلاوت كردم، حالت روانى مسلمين و مشركين را مورد تحليل و بررسى قرار داده است، هم وضعيت روانى مسلمين مورد تحليل واقع شده است و هم حالت روانى مشركين. مىفرمايد: «إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ» معناى لغوى حمية، حرارتى است كه از آتش بوجود مىآيد، وقتى انسان پيش آتش بنشيند، بدنش گرم مىشود؛ اما معناى اصطلاحى آن، غرور،