انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٥ - امتداد حق و باطل
دارد، مؤمن حق زندگى دارد، منافق حق زندگى دارد و انسان لائيك نيز حق زندگى دارد، همه مىتوانند حق زندگى داشته باشند، در دنيا خطوط مختلفى وجود دارد، خط فرعون، خط موسى، خط يزيد، خط امام حسين، همهى خطوط در اين دنيا وجود دارند. سنت خدا براين است كه خطوط حق و باطل هردو وجود داشته باشد، تمام اين خطوط باهم تعارض دارند و بر اساس اسباب و علل گاهى يكطرف ضعيف مىشود و گاهى طرف ديگر، مراتب هر خط، با خط ديگر فرق مىكند، مقام و ارزش هركدام آنها متفاوت است، بعضى خطوط مراتب بسيار بالايى دارد و بعض ديگر در پستترين مراتب قرار دارد؛ ولى از نظر قانون طبيعى همهى آنها در دنيا حق زندگى دارند و ظلم و ستم بر هيچكدام آنها جايز نمىباشد.
سنت خدا براين جارى است، اگر مشركين در حديبيه مىآمدند و بر مسلمانان تعدى مىكردند، بايد مسلمانان در مقابل مشركين مىجنگيدند و انتقام خود را از آنان مىگرفتند، بر اساس همين سنت الهى، مشركين شكست مىخوردند، چون سنت خدا بر اين جارى شده است كه متجاوزين و ظالمين شكست بخورد و سنت خدا قابل تغيير و تبديل نمىباشد، «سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا» رسول من تو بر مشركين پيروز مىشدى و سنت خدا را كسى نمىتواند تبديل كند.
سنت و روش خدا مثل روش ما انسانها نيست كه در هرشرايط قابل تغيير باشد، انسان در طفلى خود يك روش دارد، در جوانى روش ديگر پيدا مىكند، عقلش كامل مىشود، تجربياتش بيشتر مىشود، در پيرى، روش ديگر پيدا مىكند، ديگر آن حال و هوايى جوانى را ندارد، انسان در هر شرايط قابل تغيير است؛ اما سنت خدا