انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٤ - فرق عمده تاكتيك جنگى
قديمى ما اصلًا به هدف نمىرسيد، اگر مىرسيد تلفات بسيار ناچيز داشت، اين موضوع باعث مىشد تا روحيه مجاهدين ضعيف شود، به همين دليل، تلفات نيروى انسانى ما هم زياد بود. ما بايد به جنگهاى چيريكى بيشتر توجه مىكرديم، يعنى بر واحدهاى جنگى و پايگاههاى دشمن حمله مىكرديم و سپس فوراً عقب نشينى مىنموديم. اگر اينكار را مىكرديم هم زودتر پيروز مىشديم و هم تلفات اندكى را متحمل مىشديم. اكنون جنگ مردم ويتنام با آمريكاىها هم گذشت و جنگ مجاهدين ما با روسها نيز گذشت؛ ولى اگر جنگ ويتنام را با جنگ افغانستان درست مقايسه كنيم و درست مورد بررسى و تحليل قرار دهيم، فرقهاى زيادى بين اين دو جنگ وجود داشت كه من به دو فرق عمده آن اشاره مىكنم.
فرق عمده تاكتيك جنگى
١- ويتنامىها در جنگ با آمريكا، متحد و يكپارچه بودند؛ ولى رهبران احزاب مجاهدين، هيچوقت اتفاق نكردند، دليل آن نيز يا فشار قدرتهاى خارجى و يا منافع شخصى خودشان بود، زحمتهاى زيادى كشيده شد، در سعودى همه جمع شدند، در ايران جمع شدند، در پاكستان جمع شدند، در هرجايىكه جمع مىشدند، به آنان گفته مىشد يكجا و متحد شويد! ولى برآنان تأثير نكرد، هر روز يك فلم جديد بازى مىكردند. در هر روزآيه مباركه، «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» را مىخواندند و در روى كاغذ هم مىنوشتند، باهم تعهد مىسپردند كه يكى شوند، روز ديگر مىديديم باز يك حزب جديد ديگر بهوجود مىآمد، باز همان آيه مباركه را باهم مىخواندند، همينطور ادامه يافت تا از دوسه حزب، به پانزده حزب